سيد محمد خالد غفارى

72

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )

شاخ آتش را به جنبانى به ساز * در نظر آتش نمايد بس دراز اين درازى مدّت از تيزىّ صنع * مىنمايد سرعت انگيزىّ صنع « 1 » اين تغيّر و تحوّلات بر دو گونه است : بعضى سطحى و تنها در كيفيّات عناصر و مركّبات است مانند : سرد و گرم شدن آب يا هوا ، تر و خشك شدن خاك ، طراوت و پژمردگى گل و گياه و موارد بيشمار ديگر . و بعضى عمقى و در صورت عناصر و مركّبات روى مىدهد ؛ به گونه‌اى كه ماهيّت آنها را عوض مىكند ، مانند : ، بخار شدن آب ، آتش شدن هوا و غيره . تحوّل و دگرگونى در صورت را ، كون و فساد ، مىگويند كه بحث آن در جاى خود آمده است ، آنچه اينجا مورد بحث است دگرگونى در كيفيّات است كه به استحاله موسوم است . پس « استحاله » تغييرات و تغيّراتى سطحى است كه در كيفيّات عناصر و مركبات روى مىدهد . به گفته شيخ - ره - بعضى منكر استحاله هستند و معتقدند كه مثلا گرم شدن آب بر اثر نفوذ اجزاى نارى در آب است نه بر اثر تغيّر كيفيّت آب ، از جمله عين القضاة همدانى در رساله‌اى به نام رسالة الامكنة و الازمنة بدين امر قائل شده است . البتّه هدف اين رساله ، اثبات مكان خاص براى خداست و در اين راستا ، قائل به سه نوع مكان شده است : مكان جسمانيّات ، مكان روحانيّات و مكان اللّه . مكان جسمانيّات را نيز به سه قسم تقسيم كرده است : مكان جسمانيّات كثيف ، مكان جسمانيّات لطيف و مكان جسمانيّات الطف ؛ و سپس براى هر نوع ، شواهد و امثله‌اى آورده است ؛ در اين بررسى و استدلال ، حرارت را حقيقت آتش دانسته و آن را جزو اجسام الطف محسوب نموده كه در جسم آب كه نيمه كثيف ( نيمه غليظ ) است راه مىيابد و آن را گرم مىكند : « . . . و اگر در اين اشكالى هست مثالى ديگر بگويم به فهم نزديك‌تر : بدان كه حقيقت آتش حرارت است و ماهيّتش احراق ، و آنچه تو آن را آتش دانى صورت آتش است و خاصيّتش اضاءت ، و آتش ضدّ آب است به طبيعت و اجتماع ضدّين محال است . . . و چون اين بدانستى بدان كه در آب گرم ، آتش موجود است و آن ، آتش است كه دست

--> ( 1 ) جلال الدّين محمد بلخى ، مثنوى ، تصحيح نيكلسون ، به اهتمام نصر اللّه پورجوادى ، انتشارات امير كبير ، تهران ، 1373 ، دفتر اوّل از ابيات 1141 تا 1148 .